خانه اما کدام خانه؟ ستاره اما کدام ستاره؟ ....
ستاره های بی کس ؛ گم شده اند در آسمان تنهایی
خورشید نیز به حالشان غبطه می خورد اما نمی داند
که خودش نیز بی کس است ..
دلم به حال خورشید می سوزد ؛ که خود
بخشنده است اما به کسانی می بخشد که
خود بخشنده نیستند .
یک روز به خورشید
خواهم گفت که زمینی ها
چگونه هستند ؛ یک روز به سوی خورشید خواهم رفت
و به او خواهم گفت که ستاره های زمینی قدر نورش را می دانند.
اما افسوس که خورشید را نمی توان لمس کرد؛افسوس که خورشید
آنقدر نورانی ست که هیچ چشمی توان نگاه کردن او را ندارد ؛
پس چگونه می توانم
با او سخن بگویم؟ چگونه می توانم حرف های دلم را با او بگویم ؟ آری ؛ یک روز نور می شوم
و به خورشید می پیوندم ؛ آن زمان است که حرف های دلم را به خورشید می گویم ؛ وقتی که
خانه ام را پیدا کرده ام ...
خوشحال میشم آلبومم رو ورق بزنین
خواهش میکنم که آلبوم شما رو ورق بزنم..